نازی نازی ، تا این لحظه: 17 سال و 5 روز سن داره

نازنین نرگس نفس مامان

مداد رنگی

امروز من وعمه جون رفته بودیم مغازه کتاب فروشی شما هم مونده بودی پیش دایی جون و وروجکهاش عمه جون واسه بچه هاش دو بسته مداد رنگی خرید من هم واسه شما گرفتم وقتی مداد رنگی ها رو به شما دادیم تا یک ساعت فقط میخندیدیم خیلی بامزه شده بودی شروع کردی به بهانه گیری هیچ کس حق نداشت تا شعاع 2متری شما بیاد احساس خطر میکردی که مبادا مداد رنگی هات رو ببرن حتی با من هم این رفتار رو داشتی با وسواس مدادها رو توی قوطی استوانه ای شکل میذاشتی و در اون رو میبستی امان از اون لحظه ای که مداد رنگی های اباب دختر دایی رو دیدی و فکر کردی مدادهای شما رو برداشته یه زلزله 8 ریشتری اومد مدادها رو پرت کردی چند تا غلط روی زمین زدی ما هم که تا حالا این حرکتا رو از شما ن...
18 ارديبهشت 1390

مداد رنگی

امروز من وعمه جون رفته بودیم مغازه کتاب فروشی شما هم مونده بودی پیش دایی جون و وروجکهاش عمه جون واسه بچه هاش دو بسته مداد رنگی خرید من هم واسه شما گرفتم وقتی مداد رنگی ها رو به شما دادیم تا یک ساعت فقط میخندیدیم خیلی بامزه شده بودی شروع کردی به بهانه گیری هیچ کس حق نداشت تا شعاع 2متری شما بیاد احساس خطر میکردی که مبادا مداد رنگی هات رو ببرن حتی با من هم این رفتار رو داشتی با وسواس مدادها رو توی قوطی استوانه ای شکل میذاشتی و در اون رو میبستی امان از اون لحظه ای که مداد رنگی های اباب دختر دایی رو دیدی و فکر کردی مدادهای شما رو برداشته یه زلزله 8 ریشتری اومد مدادها رو پرت کردی چند تا غلط روی زمین زدی ما هم که تا حالا این حرکتا رو از شما ن...
18 ارديبهشت 1390

مداد رنگی

امروز من وعمه جون رفته بودیم مغازه کتاب فروشی شما هم مونده بودی پیش دایی جون و وروجکهاش عمه جون واسه بچه هاش دو بسته مداد رنگی خرید من هم واسه شما گرفتم وقتی مداد رنگی ها رو به شما دادیم تا یک ساعت فقط میخندیدیم خیلی بامزه شده بودی شروع کردی به بهانه گیری هیچ کس حق نداشت تا شعاع 2متری شما بیاد احساس خطر میکردی که مبادا مداد رنگی هات رو ببرن حتی با من هم این رفتار رو داشتی با وسواس مدادها رو توی قوطی استوانه ای شکل میذاشتی و در اون رو میبستی امان از اون لحظه ای که مداد رنگی های اباب دختر دایی رو دیدی و فکر کردی مدادهای شما رو برداشته یه زلزله 8 ریشتری اومد مدادها رو پرت کردی چند تا غلط روی زمین زدی ما هم که تا حالا این حرکتا رو از شما ن...
18 ارديبهشت 1390

فردا روز پر کاریه

مامان جونم عروسکی امروز خیلی لوس بودی با بابا جون بیخیال ولی جون من فردا رو همکاری کن اخه اگه خدا بخواد فردا یه نذری کوچولو داریم همه وسایلش رو اماده کردیم  اخه عروسکم فردا شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه  الان چند سالی میشه که ما توی این روز نذری میدیم الان هم که وقت خواب ظهرته و اروم خوابیدی ولی طوفان در راهه اگه خدا بخواد احتمالا یه مجلس کوچولوی عزاداری هم داریم  نازگل من هم فردا حتما دختر خوبیه و به مامان جونش کمک میکنه ...
18 ارديبهشت 1390

فردا روز پر کاریه

مامان جونم عروسکی امروز خیلی لوس بودی با بابا جون بیخیال ولی جون من فردا رو همکاری کن اخه اگه خدا بخواد فردا یه نذری کوچولو داریم همه وسایلش رو اماده کردیم اخه عروسکم فردا شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه الان چند سالی میشه که ما توی این روز نذری میدیم الان هم که وقت خواب ظهرته و اروم خوابیدی ولی طوفان در راهه اگه خدا بخواد احتمالا یه مجلس کوچولوی عزاداری هم داریم نازگل من هم فردا حتما دختر خوبیه و به مامان جونش کمک میکنه ...
18 ارديبهشت 1390

فردا روز پر کاریه

مامان جونم عروسکی امروز خیلی لوس بودی با بابا جون بیخیال ولی جون من فردا رو همکاری کن اخه اگه خدا بخواد فردا یه نذری کوچولو داریم همه وسایلش رو اماده کردیم اخه عروسکم فردا شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه الان چند سالی میشه که ما توی این روز نذری میدیم الان هم که وقت خواب ظهرته و اروم خوابیدی ولی طوفان در راهه اگه خدا بخواد احتمالا یه مجلس کوچولوی عزاداری هم داریم نازگل من هم فردا حتما دختر خوبیه و به مامان جونش کمک میکنه ...
18 ارديبهشت 1390

فردا روز پر کاریه

مامان جونم عروسکی امروز خیلی لوس بودی با بابا جون بیخیال ولی جون من فردا رو همکاری کن اخه اگه خدا بخواد فردا یه نذری کوچولو داریم همه وسایلش رو اماده کردیم اخه عروسکم فردا شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه الان چند سالی میشه که ما توی این روز نذری میدیم الان هم که وقت خواب ظهرته و اروم خوابیدی ولی طوفان در راهه اگه خدا بخواد احتمالا یه مجلس کوچولوی عزاداری هم داریم نازگل من هم فردا حتما دختر خوبیه و به مامان جونش کمک میکنه ...
18 ارديبهشت 1390

فردا روز پر کاریه

مامان جونم عروسکی امروز خیلی لوس بودی با بابا جون بیخیال ولی جون من فردا رو همکاری کن اخه اگه خدا بخواد فردا یه نذری کوچولو داریم همه وسایلش رو اماده کردیم اخه عروسکم فردا شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه الان چند سالی میشه که ما توی این روز نذری میدیم الان هم که وقت خواب ظهرته و اروم خوابیدی ولی طوفان در راهه اگه خدا بخواد احتمالا یه مجلس کوچولوی عزاداری هم داریم نازگل من هم فردا حتما دختر خوبیه و به مامان جونش کمک میکنه ...
18 ارديبهشت 1390

فردا روز پر کاریه

مامان جونم عروسکی امروز خیلی لوس بودی با بابا جون بیخیال ولی جون من فردا رو همکاری کن اخه اگه خدا بخواد فردا یه نذری کوچولو داریم همه وسایلش رو اماده کردیم اخه عروسکم فردا شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه الان چند سالی میشه که ما توی این روز نذری میدیم الان هم که وقت خواب ظهرته و اروم خوابیدی ولی طوفان در راهه اگه خدا بخواد احتمالا یه مجلس کوچولوی عزاداری هم داریم نازگل من هم فردا حتما دختر خوبیه و به مامان جونش کمک میکنه ...
18 ارديبهشت 1390

فردا روز پر کاریه

مامان جونم عروسکی امروز خیلی لوس بودی با بابا جون بیخیال ولی جون من فردا رو همکاری کن اخه اگه خدا بخواد فردا یه نذری کوچولو داریم همه وسایلش رو اماده کردیم اخه عروسکم فردا شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه الان چند سالی میشه که ما توی این روز نذری میدیم الان هم که وقت خواب ظهرته و اروم خوابیدی ولی طوفان در راهه اگه خدا بخواد احتمالا یه مجلس کوچولوی عزاداری هم داریم نازگل من هم فردا حتما دختر خوبیه و به مامان جونش کمک میکنه ...
18 ارديبهشت 1390